مطلب امروز را با پیشنهاد برادرم – علی- از کتاب"سوگ سرخ"برادر بزرگوار دکتر محمد رضا سنگری انتخاب کرده ام که نوشته های خوب فراوانی درباره این ایام و شخصیتهای مرتبط با آن دارد. این کتاب را نشر قو منتشر کرده است: *** از ساحل کربلا ،این سرزمین تشنه کام و خارستان خشک که همواره تداعی کننده مظلومیت و عطش است ، جویباری از اشک می گذرد. طراوت کربلا ، مرهون این چشمه زلال و جوشان است .اشک پشتوانه انقلاب عاشورا ست و به مدد آن چهارده قرن ، آینه بی غبار کربلا همه تاریخ را به تماشای خویش خوانده است . فرزند کوثر ، ان روز خون خیز ، در شراره آفتاب طف ، شیعه خویش را به چشمانی بارانی و قلبی طوفانی خواند: شیعتی مهما شربتم ماء عذب فاذکرونی او سمعتم بغریب او شهید فاندبونی شگفتا در سرشت اشک ، چه رازی نهفته است که حسین "ع" فرداییان را بدان خوانده است ؟ اشک ، ترجمان روحی شفاف و صیقل خورده و قلبی آتش خیز و حاصلخیز است . اشک آهنگین دلنشین عشق و فریاد بلند محبت است .اشک هرگز دروغ نمی گوید و نمی فریبد. آنان که بر حسین "ع" و کربلایش و مظلومیت جانگدازش اشک می ریزند ، با حقیقت خوبتر می جوشندو بر باطل پرشورتر می خروشند.اشک آیت صداقت ، تفسیر بی غباری درون و گویای عشقی منزه و مصفاست .شیعه در تاریخ شکوهمند خویش آنجا که با فواره خون آسمان کدر تاریخ را شسته است به مدد اشک نیز چهارده قرن ، گرمای دشت آتش خیز عاشورا را در خویش نگة داشته و در بی آبی عاشورا آب شده و فراتی از اشک بر گونه رانده است تاعطش عاشورا امتداد نیابد و حلقوم عدالت تشنه نماند. او با اشک و از اشک سلاح ساخته است و گلوله هایی جان ستان اما خاموش بر جان جنایت نشانده است . چشمه اشک عاشقان خشکیده مباد و اشک و اشک باوران عاشورایی را در تلطیف درون همواره اشک ، میهمان گونه ها باد.




